X
تبلیغات
ربع رشیدی

ربع رشیدی

چگونگی انجام امور اداری و مالی ربع رشیدی

نحوه مدیریت

سرپرستی و مسئولیت مستقیم ربع رشیدی از بدو تاسیس ( 699 هجری قمری ) تا حدود بیست سال ، یعنی سال قتل رشیدالدین  ( 718 هجری قمری ) با شخص او بوده است که بانی و موسس آن است . در وقف نامه در چندین جا بیان می کند که تا خودش زنده و در قید حیات است مدیریت و تولیت ربع رشیدی را بر عهده دارد ولی بعد از خودش ، اداره آن را به یک هیات سه نفری که در راس آنها متولی قرار دارد ، واگذار کرده است . در باب سوم وقف نامه می نویسد :

« اولا تا این ضعیف در قید حیات باتشد تولیت این ابواب البر و موقوفات آن جهت نفس خود معین گردانیده ام و هیچ کس را در آن امور به هیچ وجه مدخلی و شروعی نیست اما بعد از ...»

* وقف نامه ربع رشیدی ، ص 118 .

در اوایل شرط می کند که سه مقام متولی و مشرف و ناظر از میان بزرگترین پسرانش و یا بزرگترین و ارشدترین نوه ها و خاندانش انتخاب شود ، ولی گویا بعدها از این تصمیم منصرف شده و می نویسد که متولی در زنده بودن خودش ، لایق ترین و متقی ترین و مومن ترین افراد از اولادش را به این سه مقام بر می گزیند .

برای این سه مقام شرایط سختی تعیین کرده که نه تنها باید مورد تایید متولی باشند ، بلکه قاضی القضات تبریز هم باید آنها را تایید کند . وقتی مه این اشخاص مورد تایید قرار گرفتند همه باید از آن پیروی کنند ، در این باره می نویسد :

« ... و شرط آن است که این عمّال ( یعنی آن سه مقام ) اهل کفایت باشند و باید این معنی نزد حاکم شریعت به ثبوت رسانند ... ( و تاکید کرده که حتما این سه نفر در ربع رشیدی حضور داشته و در کارها نظارت مستقیم داشته باشند ولی اگر به دلیلی یکی از آنها نتوانست حاضر شود ) دیگری را به نیابت خود جهت مباشرت آن عمل قائم مقام خود بدارند » .

* وقف نامه ربع رشیدی ، ص 121 .

متولی که مسوول مستقیم ربع رشیدی بوده ، باید در هر کار اساسی و تصمیمات مهم و بخصوص در امور مالی با دو مقام دیگر یعنی مشرف و ناظر مشورت کند و سپس اقدام نماید . متولی را نصیحت می کند که رعایت حق را بنماید ، نیکوکار ، صبور و خوش قول باشد و در تعیین افراد دقت کند و صالح ترین و مجدترین مردمان را برای کار در ربع رشیدی ، استخدام کند و دیگر می گوید که قرض نکند که « قرض کردن عظیم نامستحسن بوده و خانها ( خانه ها ) بسیاران خراب کند خصوصا وقف را » . در همه جا ناظر را نایب متولی کرده که در غیاب متولی می تواند به امور ربع رشیدی رسیدگی کرده و امور را حل و فصل کند .

* وقف نامه ربع رشیدی ، ص 124 .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 12:12  توسط امین اکبری  | 

تامین آب بهداشتی برای ساکنین ربع رشیدی و تبریز

رشیدالدین با احداث قنوات متعدد و وقف آنها به منظور تامین آب آشامیدنی و حمام و سایر نیازهای اهالی آن هم به طریق بهداشتی و لوله کشی در جاهای مورد نیاز اقدامات مفصلی انجام داده و دستورات لازم را در وقف نامه داده است .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 12:2  توسط امین اکبری  | 

ربض رشیدی

این قسمت در حقیقت محله اعیان نشین و محل احداث کاخهای مخصوص ربع رشیدی یا رشیدیه بوده است که در آن خانواده رشیدالدین با غلامان خاص و نیز مسوولان امنیتی ساکن بوده اند و نیز مهندسان و معماران مخصوصی که در ساختمان تاسیسات ربع رشیدی نظارت داشته اند ، در این مکان سکونت داشتند . بهترین اماکن این قسمت به سه مقام ارشد ربع رشیدی یعنی متولی ، مشرف و ناظر اختصاص داشته است و در دیگر اماکن بقیه خانواده و بستگان رشیدالدین سکونت داشتند .

علاوه بر این سه قسمت ( ربع رشیدی ، شهرستان رشیدی و ربض رشیدی ) چندین دهکده و یا باغ بسیار بزرگ متصل به این قسمتها و یا در مجاورت آنها ، متعلق به این مجتمع بوده است که در هر کدام از آنها ، گروهی خاص از غلامان که هر گروه از یک ملیت معین بوده اند ، سکونت داشته و کار می کرده اند .

* محمد مهدی بروشکی ، همان ، صص 69 78 .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 11:59  توسط امین اکبری  | 

شهرستان رشیدی یا رشیدیه یا رشیدآباد

مجتمع بسیار بزرگ ساختمانی و متشکل از محله های گوناگون خیابانها و کوچه ها و مکانهای رفاهی و اقتصادی مثل حمامها و کاروانسراها ( 24 باب ) و کارخانه های کاغذ سازی ، پارچه بافی ، دارالضرب ، بازار و غیره بوده است که در حقیقت قسمتی از تاسیسات رشیدیه یا رشیدآباد و یا همان ربع رشیدی محسوب می شد . نکته جالب توجه اینکه ، این قسمت نیز مانند سایر قسمتهای آن ، از روی نقشه پیش بینی شده تاسیس یافته مثلا هر محله ای اختصاص به یک طبقه و یا اختصاص به یک رده شغلی داشته است ، مثلا یکی از معروفترین محلات شهرستان رشیدی ، محله صالحیه بوده است . رشید در این زمینه و درباره موقعیت مکانی و وجه تسمیه و شرایط سکونت در آن می نویسد :

« و این محله صالحیه محلتی است از محلات شهرستان رشیدی که به ربع رشیدی نزدیک است ... و جهت آن نام صالحیه نهاده شد که که جماعت اهل صلاح که مجاوران و ملازمان ربع رشیدی باشند و خانها[ ی ] ایشان در آنجا باشد و فاسقان را در آنجا راه و مدخل و مقام نباشد ... جماعتی که ایشان را مسکن در محله صالحیه نباشد ، شرط آنکه البته در شهرستان رشیدی و دیگر محلات ، جهت خود خانه بسازند و آنجا مقیم باشند . »

* وقف نامه ربع رشیدی ، صص 172 و 188 .

باتوجه به نکات یادشده یکی دیگر از شیوه های مدیریت و رهبری رشیدالدین آشکار می شود و آن اینکه :

اولا : جهت حفظ مقام و موقعیت شغلی و بخصوص حفظ روحیه و احساس کارکنان و کنترل آنها از این جنبه ها در خارج از محیط کار و اینکه آنان در مصاحبتها ، رفت و آمدهای خانوادگی ، امکانات و تنگناهای محله ای و برخوردهای گوناگون اجتماعی ، از یک بینش همگانی و یک گونه احساسات مشابه و نیازهای یکسان برخوردار باشند ، همانگونه که در محیط کار برخوردارند ، دست به احداث چنین محلات و یا در حقیقت مجتمع های ساختمانی زده است .

ثانیا : خود رشیدالدین در مکاتبات رشیدی می گوید که باید کارکنان و کارمندان از نظر رفاهی کاملا بی نیاز باشند و از یک زندگی مادی معمولی برخوردار شوند تا « ... از سر رفاهیّت به افادت و استفادت مشغول گردند » وگر نه اگر افراد شاغل در سازمان ، گرفتار مسائل مادی و رفاهی و بخصوص مشکلات خانوادگی باشند ، نخواهند توانست در محیط کار به خوبی عمل کنند که این مساله امروز مورد توجه کلیه مدیران و گردانندگان سازمانهای دولتی و غیردولتی است و به همین علت است که هر سازمانی برای کارکنان خویش مجتمع های ساختمانی بخصوص به وجود می آورد که هدف نه تنها تامین رفاه کارکنان می باشد ، بلکه از نظر روانی و اجتماعی و اینکه آنان حتی در خارج ساختمان از یک امکانات و تنگناهایی مشابه روانی ، اقتصادی ، اجتماعی و حتی خانوادگی هم برخوردار باشند .

جالب توجه اینکه رشیدالدین ، توجه خود را از نظر رفاهی ، بیشتر متوجه مدرسان علوم مختلف کرده است . محل سکونت و میزان حقوق طبیبان و استادان و استادیاران ، بعد از حقوق سه مقام ارشد ربع رشیدی ( متولی ، مشرف و ناظر ) قرار دارد . زیرا اینان که به امور فکری و نظری اشتغال دارند باید از رفاه بیشتری برخوردار باشند که این مساله بسیار باا همیت است و هوشیاری و آگاهی این وزیر سیاستمدار و طبیب دانشمند را در مسائل مدیریت و رهبری می رساند .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 11:57  توسط امین اکبری  | 

عقاید و افکار رشیدالدین و علت وقف اموال

شاید بهترین منبع و ماخذی که بتوان به موجب آن پی به افکار رشیدالدین برد و اینکه چه انگیزه ای او را وادار به وقف گسترده اموال خود و احداث مجتمع وقفی ربع رشیدی ساخت علاوه بر آثار و مکاتباتش همانا وقف نامه مفصل و ارزشمند این موقوفات باشد که حاوی نکات بسیار ارزنده ای در این زمینه می باشد .

مرجع و منبع اصلی اطلاعات ما در مورد ربع رشیدی وقف نامه ای است که با خط خود رشیدالدین فضل الله ، موسس ربع رشیدی ، نوشته شده است . نسخه اصلی این وقف نامه اکنون در کتابخانه ملی تبریز نگهداری و محافظت می شود .

رشید در مقدمه وقف نامه خود به فایده دو جهانی وقف و احسان و عمل صالح مطالبی بیان می کند ، او می نویسد :

و همچنین حدیث نبوی فرموده که « اذا مات ابن آدم انقطع عمله الا عن ثلاث : صدقه جاریه و علم ینتفع به و ولد صالح یدعو له » و اکثر محدثان تفسیر صدقه جاریه به وقف کرده اند . چون درجات و درکات ثواب و عقاب و تفاوت آن به اعمال صالحه و غیر صالحه است و فرموده که عمل این هر سه از مرده منقطع نمی شود پس باید که تا مادام که آثار و اعمال سه گانه بدان مرده رسد او را زیادت از آنچه در دنیا عمل کرده و با او به هم بوده ، او را بدان واسطه کمال و درجه حاصل شده کمالی و درجه [ ای ] دیگر حاصل شود .

در مقدمه وقف نامه می نویسد که احداث اماکن خیر ، از اوایل جوانی منظور نظر او بوده و خداوند « در ازل تقدیر فرموده و خواسته که به ظهور بپیوندد »

* وقف نامه ربع رشیدی ، ص 21 .

به همین علت در تمام طول عمر و پیش از احداث ربع رشیدی ، اماکن خیری در وسعتی کمتر بنا نهاده . ولی این امارات جزئی هیچ گاه او را قانع نمی کرد و همیشه در این فکر بود که تاسیساتی به وجود آورد که در آن مجمعی از علماء و دانشمندان را مستقر کند تا هم باعث توسعه علوم گردد و هم خود فیضی از صحبت ایشان نصیبش شود ، ولی گرفتاری های سیاسی او ، مانع اشتغال بیش از حد به این مسائل بوده است . بدین جهت دست به تاسیس مجتمع بزرگ ربع رشیدی زده تا بتواند به مقصود خویش نائل شود .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 11:52  توسط امین اکبری  | 

خلاصه زندگی نامه رشیدالدین فضل الله همدانی

رشیدالدین فضل الله رجل سیاسی و دانشمند و طبیب گرانقدر آخر قرن هفتم که ضمنا « بزرگترین مورخ ایرانی است که عالم به جمیع علوم عصر خویش بوده » ، در سال 648 هجری قمری در همدان به دنیا آمد . رشیدالدین که در برخی از تواریخ به او رشیدالحق و رشیدالدوله نیز گفته اند علم طب را نزد خانواده خویش در همدان فرا گرفت .

* ایلیاپاولویچ ، پطروشفسکی ؛ اسلام در ایران ( از هجرت تا قرن نهم هجری ) ترجمه رضا کشاورز ، انتشارات پیام ، چاپ هفتم ، تهران ، 1363 ، ص 98 .

نخستین بار به عنوان طبیب به دربار آباقاخان پیوست . در عهد ارغون مرتبه و پایه اش ترقی پذیرفت . در سال 697 هجری قمری غازان خان « رتبت نیابت امور جهانبانی و منصب وزارت و صاحب دیوانی » را به رشیدالدین فضل الله و خواجه سعدالدین ساوجی می سپرد .

* محمد مهدی بروشکی ، بررسی روش اداری و آموزشی ربع رشیدی ، موسسه انتشارات آستان قدس ، مشهد ، 1365 ، صص 21 22

* نسائم الاسحار من لطائم ( در تاریخ وزراء ) ، ناصرالدین منشی ، به تصحیح میر جلال الدین حسینی « محدث » ، 1338 ، صص 112 113 .

بعد از فوت غازان خان ( یازده شوال 703 هجری قمری ) و روی کارآمدن برادرش سلطان محمد خدابنده ( الجایتو ) ، این دو وزیر همچنان در مقام وزارت باقی بودند که شیوه کار این دو وزیر و مبارزات سیاسی آنها در تاریخ این دوره بسیار جالب و خواندنی است که سرانجام سعدالدین ساوجی توسط الجایتو معزول و سپس مقتول ( 711 هجری قمری ) شده است .

* الجایتو ، ابوالقاسم کاشانی ، بنگاه ترجمه و نشر دانشگاه تهران ، 1348 ، ص 121 .

تاج الدین علیشاه به پیشنهاد رشیدالدین ، به وزارت منصوب و با رشیدالدین همکار می شود . الجایتو در رمضان سال 716 هجری قمری درگذشت و پسرش ابوسعید بهادر که جانشین او شده بود ، همچنین رشیدالدین و تاج الدین علیشاه را به وزارت خویش باقی گذاشت .

خواجه علیشاه بر اثر حسادتی که نسبت به خواجه رشیدالدین برای پست وزارت داشت عاقبت با دسیسه و نیرنگ ، ذهن سلطان ابوسعید را نسبت به رشید برگردانید و سلطان حکم نمود تا خواجه رشید و پسرش ابراهیم را به قتل رسانند . جلاد ابتدا ابراهیم پسر خواجه را پیش چشم او گردن زد و چون قصد خواجه رشید کرد فرمود که با علیشاه بگوی که بی گناه قصد من کردی روزگار جزای اینکار در کنار تو نهد ، تفاوت این قدر باشد که گور تو نو و از آن ما کهنه باشد و جلاد آن خواجه نیک نفس حلیم را از میان به دو نیم کرد و این حادثه در تاریخ 718 هجری قمری اتفاق افتاد و ابتاع و اشیاع او را غارت کرده ربع رشیدی در تبریز عرصه تاراج گشت و املاک او و فرزندانش به دیوان متعلق شد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 11:44  توسط امین اکبری  | 

شاهنامه بايسنقري و وقف نامه ربع رشيدي دو اثر پيشنهادي جمهوري اسلامي ايران در حافظه جهاني به ثبت رسيد

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)در ششمين دوره برنامه حافظه جهاني سازمان علمي و فرهنگي ملل متحد (يونسكو) كه در سال جاري ميلادي برگزار شد،از ميان صدها اثر پيشنهادي كشورهاي مختلف 38 اثر از جمله دو اثر پيشنهادي كشورمان براي ثبت در حافظه جهاني برگزيده شدند. 

شاهنامه بايسنقري و وقف نامه ربع رشيدي دو اثر از سه اثر پيشنهادي جمهوري اسلامي ايران بودند كه براي اولين بار در اين برنامه شركت مي‌كرد. 

اين آثار توسط كميته ملي حافظه جهاني مستقر در سازمان اسناد و كتابخانه ملي به برنامه حافظه جهاني يونسكو معرفي شدند. 

وقف نامه ربع رشيدي كه در اوايل قرن هشت هجري قمري و توسط خواجه رشيدالدين فضل الله همداني وزير غازان خان ايلخاني به رشته تحرير درآمده به تبيين نظام مديريتي و تشكيلات اداري، مالي و شرايط وقف و مصارف مجموعه بزرگ ربع رشيدي در شهر تبريز مي‌پردازد و هم‌اكنون در كتابخانه مركزي تبريز نگهداري مي‌شود. 

شاهنامه بايسنقري نيز يكي از نسخه‌هاي منحصر به فرد و بي‌نظير شاهنامه در سطح جهان است كه داراي 22 نقاشي مينياتور به سبك هرات بوده و در سال 1430 ميلادي به سفارش بايسنقر نوه تيمور لنگ تهيه شده است. اين اثر نيز در كتابخانه سلطنتي كاخ موزه گلستان نگهداري مي‌شود. 

در برنامه حافظه جهاني كه هر دو سال يكبار برگزار مي‌شود هر كشور تنها مي‌تواند دو اثر را معرفي كند كه در اين دوره با توجه به  معرفي نكردن اثر از سوي ايران در دوه‌هاي گذشته به كشور ما اجازه داده شده سه اثر را معرفي كند. 

براساس ‌آيين‌نامه كميته ملي حافظه جهاني، در ايران آثار پيشنهادي پس از انتخاب از سوي كميته ملي حافظه جهاني جمهوري اسلامي ايران و ثبت در حافظه ملي كه در سازمان اسناد و كتابخانه ملي انجام مي شود به كميسيون ملي يونسكو در تهران و از آن طريق به سازمان علمي و فرهنگي ملل متحد (يونسكو)در پاريس معرفي مي شوند. 

برنامه بين‌المللي حافظه جهاني يونسكو با هدف تدارك شرايط لازم براي اطلاع‌رساني و صيانت از آثار مهم علمي، فرهنگي و تاريخي جهان و ثبت جهاني آن‌ها شكيل شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 16:17  توسط امین اکبری  | 

توزیع تصاویر وقف نامه ربع رشیدی به مردم

توزیع تصاویر وقف نامه ربع رشیدی به مردم

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،وقف نامه ربع رشیدی یکی از دو اثر مکتوب ایرانی است که به تازگی در ششمين دوره برنامه حافظه جهاني سازمان علمي و فرهنگي ملل متحد (يونسكو) در فهرست کمیته حافظه جهانی ثبت شد.

"اکبر تقی پور"،مسئول مخزن نسخ خطی کتابخانه مرکزی تبریز با بیان این مطلب گفت:نزدیک یک سال و نیم پیش به درخواست کتابخانه ملی ایران نفیس ترین نسخه خطی کتابخانه را در دو زبان فارسی و انگلیسی به آنها معرفی کردیم که مدتی بعد مدارک بیشتری از این نسخه خطی از ما خواستند و حالا هم که در کمیته حافظه جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

وی ادامه داد:از نظر امنیتی امکان برگزاری نمایشگاه از این نسخه خطی وجود ندارد اما تصاویر و بروشورهای تهیه شده از آن به علاقمندان اهدا می شود.همچنین قرار است برنامه های تلویزیونی نیز برای معرفی آن به مردم تهیه شود.

در اواخر قرن هفتم و ابتداي قرن هشتم هجري- قمري وقفنامه هاي بزرگ و كامل توسط دانشمند بزرگ اسلامي وايراني، خواجه رشيدالدين فضل الله همداني وزير غازان خان ايلخاني به رشته تحرير درآمد كه با دقت و ظرافت بسيار بالايي به تبيين نظام مديريتي و تشكيلات اداري، مالي و شرايط وقف و مصارف مجموعه بزرگ ربع رشيدي در شهر تبريز ميپرداخت.

اين وقفنامه، فهرست جامعي از موقوفات، هزينه ها و برنامه هاي اداري و مالي را تبيين مي كند. وقفنامه ربع رشيدي در 382 صفحه روی کاغذ خانبالغ نگاشته شده كه ابتداي آن تا پايان فصل هفدهم وقفنامه به خط خواجه،توسط عبدالله بن عمر بن محمد التبريزي الحسني، حاكم وقت تبريز و دو نفر ديگر كتابت شده است.قطع این نسخه خطی رحلی (36 در 27 سانتی متر) است.

جلد آن نیز چرمی سرطبل دار قرمز رنگ است.

نام اصلي نسخه كه در ابتداي آن و توسط واقف و كاتب، يعني خواجه رشيدالدين فضلالله و با خط ثلث و آب طلا به نام "الوقفيه الرشيديه بخط الواقف في بيان شرايط امورالوقف و المصارف" نوشته شده است.

محتواي وقفنامه ربع رشيدي شامل شرايط ، نحوه پرداخت مستمريها ، هزينهها ، مديريت منابع انساني ،ابنيه و موقوفات و ذكر جزييات تشكيلاتي، اداري و مالي مجموعه ربع رشيدي است.

نسخه اصلي اين وقفنامه كه اكنون در كتابخانه ملي(مركزي) تبريز نگهداري و محافظت مي شود تا سال 1348 در دست بازماندگان مرحوم حاجي ذكاءالدوله سراجمير، ساكن تبريز بوده است كه در سال مذكور به وسيله انجمن آثار ملي، از اين خانواده خريداري و از روي آن عكسبرداري شد و در هزار نسخه در سال 1350 منتشر شد.

این نسخه خطی در مجموع دو صفحه تذهیب شده دارد.یکی در صفحه 33 و یکی در آخرین صفحه این نسخه که در آن 3 شمسه تذهیب شده است که نگهداری و چگونگی وقف املاک خواجه رشید الدین فضل اله به پسرانش تذکر داده شده است.

در کتابخانه مرکزی تبریز 3230 نسخه خطی نگهداری می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 16:2  توسط امین اکبری  | 

تنکسوق نامه رشیدالدین فضل اللَه

 

نسخه خطی منحصربفردی است موسوم به تانکسوق نامه ایلخان که در عهد غازان خان توسط خواجه رشیدالدین فضل اللَه همدانی تهیه و کتابت شده است . لفظ تانکسوق ، تنکسوق ، تنسوق ، تانسوخ و تنسوخ و تنسق همگی اشکال مختلف یک کلمه مغولی است که از عهد هولاکو به بعد در زبان فارسی متداول گردید و به معنی چیز نفیس و تحفه کمیاب است که به عنوان هدیه و پیشکش برای بزرگان می آورند .

در جهانگشای جوینی ( ج 2 ص 233 ) آمده است که : گفت تو و پدرت چنین تنکسوقها یعنی طرایفها و غرایبها چرا نساخته اید ؛ و در سمط العلی آمده است : اموال و تنکسوقات و هدایا و تکلفات وافر در صحبت ایلچیان مبارک ... صاحب دیوان را بفرستاد ( ص 72 ) ؛ و نیز : تحف لایق و تنکسوقات فراخور پیشکش کرد (ص 84 ) ؛ و در فرهنگ وصاف آمده است : تنسوق و تنسق معرب تنسخ است که چیز نفیس و تحفه نایاب باشد ( ص 671 ) ؛ و نیز در یادداشت های قزوینی ج 2 ص 103 دیده شود .  

شاید اولین کسی که تنکسوق نامه را مورد بررسی و تحقیق قرار داد استاد احمد زکی ولیدی طغان در ترکیه بوده باشد . علت بر آن مقاله ای است که آقای دراگونف روسی به زبان انگلیسی در مجله آکادمی علوم سابق جمهوری سوسیالیستی شوروی در سال 1931 منتشر کرد و در آن از قول پروفسور بارتلد نقل شده است که در مدت اقامت بارتلد در استانبول در آن سال یا سال قبل از آن زکی ولیدی توجه وی را به آن نسخه معطوف داشته و 12 قطعه عکس هم از صفحات آن گرفته و به داده است . دراگونف در مقاله خویش تنکسوق نامه را چنین توصیف کرده است که در ضمن انواع مطالبی که در این نسخه مندرج است ، ترجمه فارسی یک رساله طبی منظوم چینی با شرح و با نقل الفاظ چینی آن به خطّ عربی است که نام رساله به چینی موچوئه است و منسوب است به طبیب چینی وانگ شوهو . دراگونف ترجمه فارسی را که دوازده صفحه عکس موجود از آن را که بارتلد از استانبول آورده بود ، با نسخه چاپی کتاب وانگ شوهو که در موزه آسیایی آکادمی علوم جماهیر شوروی موجود است ، مقابله کرده ودر نتیجه تطابق عمومی آن دو مشاهده کرد .

در ترکیه هم دکتر سهیل انور ، مدیر موسسه تاریخ طب دانشگاه استانبول در وصف نسخه موجود در کتابخانه موزه ایاصوفیه به شماره 3596 و اهمیت آن ، کتابی به زبان ترکی نوشته و مقدمه آن را دانشمند و محقق دکتر عبدالباقی گلپیگارلی استاد زبان و ادبیات ترکی در دانشگاه استانبول ، از فارسی به ترکی ترجمه کرده و این دو فصل را باهم در انتشارات موسسه تاریخ طبّ دانشگاه استانبول در 1939 به چاپ رسیده است .

 دکتر جوزف نیدهام Joseph Needham ( 1995 1900 )  نیز در کتاب مشهور خود علم و تمدن در چین که بنگاه نشریات دانشگاه کیمبریج منتشر کرده است مختصری در خصوص این کتاب و رشیدالدین فضل الله با سه تصویر از اوراق تنکسوق نامه آورده است .

( علم و تمدن در چین ، جلد اول سال 1954 ص 218 و 219 )

قبل از رشیدالدین کتاب دیگری بنام تنکسوق نامه ایلخانی به فارسی تالیف شده بود که در باب علم جواهر شناسی و مولف آن خواجه نصیرالدین طوسی بود که هم عصر رشیدالدین بود و وی با پسر طوسی و شاگردانش معاصر و همسن و با بعضی از آنها آشنا و بحث کرده بود .

بعد از آنکه در اوایل عهد عباسیان کتب هندی و سریانی و یونانی را به زبان عربی ترجمه کردند گویی مسلمانان دیگر از آموختن سیراب شده باشند ، در اندک قدری که بدست آورده بودند غوطه می خوردند و تعمق می کردند و آن را کافی می شمردند . غیر از دو سه ترجمه ای که ابوریحان بیرونی در جزء کارهای خویش از آنها یاد می کند و غیر از ترجمه هایی که ایرانیان از عربی بفارسی می نمودند ، دیگر خبری و ذکری از ترجمه در عالم اسلام نداریم تا زمان مغول که اول بار خواجه نصیرالدین طوسی اندکی از علم نجوم قوم مغول را از آنها فرا گرفته و بفارسی در کتابهای خود گنجانید . خواجه رشیدالدین فضل الله در باب ترجمه آثار غیر ایرانی تلاش ویزه ای به عمل آورده و از به تفضیل سخن گفته است که قسمتی از نوشته هایش را در تنکسوق نامه با الفاظ خود او در زیر می خوانید :

 

[ غازان خان ] همواره اشارات اعلی رانده تا بنده حضرت سعی نماید و از کتب و فوائدی که در این ملک پیش ازین فسحت آن نبوده  و اگر نیز بوده اهل این دیار بر لغت آن کتب اطلاع نیافته و بران واقف نگشته  تتبّع کرده بادید کند و آن را ترجمه کرده و بر احوال طبیعت و اسرار آن واقف شده شایع گرداند ... و دران شکّ نیست که اگر هارون الرّشید که خلاصه خلفای بزرگ بوده سعی ننمودی و کتب اهل یونان را ترجمه نفرمودی ... و علوم و حکمت ایشان شایع نگردانیدی هر که در شکل و شمایل اهل یونان و افرنج نگاه کردی بتقلید ظنّ و گمان چنان بردندی که از چنان شکل و شمایل و حرکات و سکنات زیادت عقل و کمالی صادر نگردد و بدین تقریر بواسطه همّت عالی و کمال نفس خلیفه هرون الرّشید او را از این قسم ذکر جمیل و ثواب جزیل مدّخر مانده و ناموس و کمال اهل یونان شایع گردیده بر آن وجه که اهل این دیار ازان مستفید گشته ...

بنابراین مقدمات چون همّت مبارک عالیه همواره بران مصروفست که علوم متنوّعه را در عالم شایع گرداند و فواید نو مخترع استنباط فرماید و علوم و صناعات که به دیگر اقالیم و ولایات مخصوص است از مصنّفات ایشان در این دیار نیز پیدا و هویدا گرداند تا همگنان همواره تا انقضای عالم بدان مستفید گردند و فایده و ثواب آن نفس مبارک مطهّر مقدّس را عموم نفوس مستعدّان را مدّخر ماند و در ان شکّ نیست که کتب اهل مغرب و این ممالک و کتب افرنج و روم که ایشان متابع کتب یونان اند و بعضی از کتب ممالک هندوستان در عهد پادشاهان ما تقدّم که در انواع علوم ساخته اند در عهدها و اوقات مختلف ترجمه کرده اند و در این ملک شایع شده لیکن کتب بلاد خطای و چین و ماچین و ممالکی که بدان پیوسته بدین ملک نرسیده و اگر بنادر رسیده کس آن را ترجمه نکرده لاجرم از فواید و خاصیّت بعضی اشیاء و دقایق حقایق بعضی مسائل و مشکلات که حصول آن به حسب طیسعت و مزاج هر ولایتی متصوّر بود که تجربه ایشان و اقتضای فکر و اندیشه ایشان مناسب طبیعت و مزاج ایشان نتیجه دیگر دهد [ محروم مانده ایم ] ... اهل خطای چون از ما دور اند و زفان و اصطلاح نمی دانند ایشان استوار نمی دارند که در این دیار علوم متنوّعه چنانچه واقع است می باشد و اهل این دیار همچنان در حقّ ایشان برهمین سبیل و هر دو ظنّ باطل است و این ضعیف پیش از این مجملا به قیاس عقل بموجبی که یاد کرد در حق ایشان سوءالظنّی نداشت و اکنون که بحکم یرلیغ همایون دران شروع کرد تا از کتب و تواریخ و مصنّفات ایشان بعضی را ترجمه کند و بموجبی که پیش ازین یاد کرده شد سعی رفت تا کتب ایشان و کسانی که زفان ایشان دانند و کم و بیش بران وقوفی داشته باشند بادید آورد و کتاب        و ادویه از حشایش و معادن و اشجار و حیوان و اسماک و ربیت و دیگر کتب را ترجمه کرد و هر چند تقریر کننده چنانچه حقّ باشد بر حقّ معانی و دقایق آن واقف نبود لیکن به قیاس [ بر ] بعضی دقایق و اسرار و حکمتهای آن واقف شد و او را بتجربه معلوم گشت که در تمامت علوم ایشان را مهارتی تمام هست و اگر تفاوتی و اختلافی میان اقاویل حکمای ایشان و حکمای ما روی نماید نه ازآن جهت است که ازان ما یا ازان ایشان خطای مطلق است الّا آنکه یا بسبب اصطلاحات و اوضاع مختلفه معلوم نمی شود یا جهت آنکه کسانی که تقریر می کنند چنانچه حقّ آنست تقریر نمی توانند کردن یا خود بر حقیقت آن واقف نمی باشند بموجبی که در کتب ثبت است ظاهر آن تقریر می کنند ...

و از قدیم العهد باز تا غایت وقت هیچ کس از کتب خطائی بعضی ترجمه نکرده و ازان تالیف و تصنیف نساخته الّا در زمان پادشاه عادل هولاگو مرحوم مولانای اعظم افضل و اکرم عصر خواجه نصیرالدّین رحمه الله بحکم یرلیغ همایون از حکیمی خطائی که با هولاگو از ولایت مغولستان که بولایت خطای نزدیکست آمده بود و بعضی از نجوم می دانست خواست تا بر احوال نجوم ایشان واقف گردد از تقریر او بعضی از علم نجوم ایشان معلوم کرد و داخل زیجی که خود ساخته ثبت گردانید و آن آنست که اکنون عمل حساب مغولان بدان می کنند و ناموس حکمای خطائی بدان واسطه بزیان آمده چه در این دیار می پندارند که علم نجوم ایشان همان مقدار است و در علم هیات و مجسطی و آنچه بدان تعلّق دارد ایشان را زیادت وقوفی نیست و آن قدر که آن شخص با مرحوم خواجه نصیرالدّین تقریر کرده همان مقدار استکه علم او بدان محیط بوده و کتابی که شخص خوانده مختصری بوده که مبتدیان آموزند .

... ولایت خطای و چین و ماچین و سولانقه و جورجه و قرا خطای و ولایت اویغور تا سرحدّ ترکستان و از آن جانب تا سرحدّ هندوستان همه بکتب علمی اهل خطای عمل می کنند و هر چند لغت و مذاهب ایشان مختلف است ...

حکما و عقلا و زیرکان که این کتاب طبّ که نام آن        نهاده اند و دیگر کتب اهل خطای که ترجمه رفت بوقت آنکه مطالعه کنند چون اصطلاحات غریب و تقریرات بخلاف اقاویل حکمای ما یابند در حال منکر شوند و بدان التفات نکنند و بر هذیان و اباطیل حمل رود و کتاب را بر زمین زنند و در حقّ آن بزرگان که مصنّف این کتاب بوده اند منکر گردند و شاید که بعضی جوانان بسخنان ناشایسته گفتن مبادرت نمایند ... و چون در ترجمه کردن و شایع گردانیدن این کتب این ضعیف رنجها برده لاشکّ آن انکار در حقّ این ضعیف زیادت کنند و گویند که ایشان چون قوم خطائی بودند و ایشان را مانند کتب ما دیگر نبوده که از آن تصنیف و تالیف کنند بحسب طبیعت و عادت و رسم خود کتابی از سر ضرورت ساخته فلانی را چه ضرورت بوده که با وجود چندین کتب حکما و تصانیف پسندیده مبرهن و با وجود آنکه قادر بوده که از خویشتن نیز کلمه ای چند در معقول نویسد و چندین مصنّفات دارد ... روزگار بدان صرف کرده که مانند این سخنان نامعلول نامفهوم بی فایده نویسد ...

 

رشیدالدین فضل الله در مقابله با کلمه ترجمه ، از اصطلاح کلمچی ( = کلمه + چی ) یعنی کسی که گفته دیگری را بزبان دیگری بگوید ، استفاده کرده است . مترجمان آن روزگار ناچار بودند به زبانهای چینی و مغولی و ترکی و فارسی آشنا باشند . ولی ترجمه کتابی از زبان چینی بدون داشتن یک مترجم ماهر که هم چینی و فارسی بداند و هم به موضوع علمی آن کتاب واقف باشد ، تقریبا ناممکن بود . برای همین جوانی به نام مولانا صفیّ الدّین که ایرانی اصل در چین بدنیا آمده بود را که به علم طبّ و حکمت واقف بود را به عنوان مترجم در دربار غازان خان مسئولیت داد . مولانا صفیّ الدّین فارسی را از پدر و خط چینی را از چینی ها آموخته بود ، مردی هنرمند و دانشمند و آشنا به شعر فارسی بود . رشیدالدّین برای ترجمه کتب طبی چینی از مولانا صفیّ الدّین  و حکیم ( سیوسه ) چینی سی وان شی و چند مترجم دیگر استفاده کرد .

رشیدالدّین فضل الله در مقدمه تنکسوق نامه از اوضاع و احوال مردم چین هم سخن گفته است . از جمله درباره فن چاپ کتاب و یا درباره چاو که نوعی نقد رایج کاغذی یا چرمی بوده که بر روی آن مهر می زدند و از آن بجای دینار و درهم در داد و ستد استفاده می کردند ( احتمالا اسکناس های اولیه بوده است ) و در جایی از آن از نت های موسیقی که عبارت بوده از نشانه هایی که روی کاغذ می نوشتند و هر آهنگساز و نوازنده و خواننده ای از روی آن نشانه ها می توانست آهنگ مورد نظر را به نظم خاصی بخواند و اجرا کند .

مقدمه تنکسوق نامه چهل صفحه است و در پایان آن نوشته است :

 

و ازاین کتب که این ضعیف آن را ترجمه کرد بسیار لطایف و حکمتها معلوم شد لیکن مجال آنکه آن را شرح کنم نداشتم حالیا این قدر جهت آن در قلم آوردم تا زیرکان و دانایان و حکما ازان واقف شده به انکار آن مشغول نگردند و هر یک بقدر سعی و اجتهاد خود دران نظر شافی کرده از معانی و حقایق آن استنباطات کنند و وجوه آن بادیدکنند و به غور آن برسند .

 

بعد از این مقدمه کلی ، مقدمه اصل کتاب در باب طبّ آمده است که آن هم قریب به چهل صفحه است ، در صفحه 79 آمده است :

 

و چون از شرح فوایدی که از ایشان معلوم شده فارغ شدیم رساله ای در حروف وضع کنیم و بیان کنیم که مخارجی که از حروف ایشان معلوم کرده ایم چند است و حسب هر مخرجی حرفی بنهیم و شکلی بی نقط جهت آن مخرج وضع کنیم و کیفیت تصویت و مخرج آن حرف بیان کنیم و اعراب ایشان را نیز اشکال وضع کنیم که دلالت بر حرکات مختلف الفاظ ایشان کند ...

 

بعد از پایان مقدمه دوم نام کتاب و فهرست تقسیمات و ابواب و فصول و مندرجات هریک از کتب نوشته شده است که تا صفحه 104 ادامه دارد . متن اصلی کتاب نیز در صفحه 516 پایان می یابد . این کتاب در سال 713 هجری قمری بخط محمدبن احمدبن محمود مشهور به قوام الکرمانی کتابت شده است .

 

* منبع : مقاله تنکسوق نامه رشیدالدین فضل الله نوشته مجتبی مینوی  

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 17:4  توسط امین اکبری  | 

نگاهى به تاريخچه مجموعه ربع رشيدى : گنجینه ای که دوبار به یغما رفت


 
مهدى بزاز دستفروش
106857.jpg
تهاجم مغول به سرزمين ايران در قرن هفتم هجرى ضمن آنكه كشتار و ويرانى بسيارى به بار آورد، نظام سياسى، اجتماعى و فرهنگى ايران را با چالشى جدى روبه رو ساخت. ليكن اين توفان سهمگين رفته رفته آرام گرفت و مغول تحت تاثير فرهنگ و تمدن اين سرزمين رويه و خط مشى خود را تغيير داد. البته در شكل گيرى اين پديده راهيابى عناصر ميهن دوست و كارديده ايرانى به سيستم حكومتى مغولان نقش غيرقابل انكارى داشت. بزرگانى همچون خواجه نصيرالدين طوسى، عطاملك و شمس الدين جوينى، خواجه رشيدالدين فضل الله همدانى و... از جمله عناصر تاثيرگذار در اين عرصه محسوب مى شوند.
از دوران فرمانروايى هلاگوخان و با شكل گيرى حكومت ايلخانان مستقل از مغولستان در ايران، مغولان تحت تاثير فرهنگ و تمدن ايرانى به آبادسازى قلمرو تحت سيطره خود پرداختند. اين موضوع بنابر دلايلى كه در پى خواهد خواهد آمد در تبريز عهد ايلخانان پررنگ تر جلوه مى كند.
تبريز كه از خطر ويرانى به دست لشگريان مغول در امان مانده بود با آغاز دوره حكمرانى آباقاخان به پايتختى ايلخانان مغول در ايران انتخاب شد، پس از اقداماتى كه ارغون در ايجاد مجموعه ارغونيه در تبريز صورت داد، در سال ۶۹۴ هجرى نوبت به فرمانروايى غازان خان رسيد. غازان در ابتداى كار اسلام آورده نام محمود بر خود نهاد. در دوره حكومت وى اصلاحات متعددى در امور مختلف كشورى و اقدامات زيادى در جهت عمران و آبادانى صورت گرفت و در اين ميان شهر تبريز به لحاظ جايگاه ممتازى كه در قلمرو ايلخانى داشت بيش از ساير مناطق كشور از اين برنامه هاى عمرانى بهره برد. ايجاد مجموعه عظيم غازانيه يا شنب غازان، احداث باروى معروف غازانى بر گرد شهر تبريز و شكل گيرى شهرك ربع رشيدى به همت وزير دانشمند غازان (خواجه رشدالدين فضل الله همدانى) از جمله اين اقدامات است.
در اين ميان نقش و جايگاه ربع رشيدى به عنوان بزرگترين و ارزشمندترين مجموعه آموزشى جهان اسلام در دوره مذكور حائز اهميت بسيار است. اين مركز زمانى شكوفا مى شود كه ايران پس از حمله ويرانگر مغول در پى احياى فرهنگ و تمدن خود بر آمده، ليكن اروپا رخوت و ركود قرون وسطايى را سپرى مى كند. از سوى ديگر اين مجموعه به لحاظ ارتباطات و مبادلات گسترده علمى و اقتصادى با ممالكى همچون: چين، هند، مصر، شام و... در مقياس بين  المللى مطرح بوده، چرا كه برخى مايحتاج اين مجموعه، نظير بعضى از داروهاى گياهى از سرزمين هاى ديگر تامين مى شد، به علاوه گروه كثيرى از طالبان علم و گروهى از اساتيد علوم و هنرهاى گوناگون از ملل مختلف در اين مركز مشغول فعاليت هاى علمى و هنرى بودند.
اما مهمترين و بهترين منبع اطلاعاتى ما از ربع رشيدى عبارت است از وقفنامه ربع رشيدى كه شامل فهرست موقوفاتى است كه بانى دورانديش اين مجموعه براى تامين نيازهاى اقتصادى آن اختصاص داده بود و حتى نحوه مصرف عايدات آنها نيز در اين وقفنامه ذكر شده. از سوى ديگر به دليل پراكندگى اين موقوفات در نقاط مختلف ايران اطلاعات باارزشى از نواحى مختلف كشور در آن موجود است. ديگر سند مهمى كه متضمن نكاتى باارزش درباره ربع رشيدى است مجموعه اى است موسوم به مكاتبات رشيدى كه شامل مكاتبات خواجه رشيد درباره ربع رشيدى است. بر اين اساس، مجموعه ربع رشيدى از بخش هاى مختلفى تشكيل شده بود كه در اينجا برخى از آنها به اجمال بررسى مى شوند.
روضه به عنوان يكى از قسمت هاى اين مجموعه شامل دو مسجد تابستانى و زمستانى بود كه در آن علاوه بر اداى فرايض دينى و اقامه نماز (نمازهاى يوميه، نماز جمعه، نماز اعياد فطر و قربان) علوم دينى، تفسير و حديث نيز در آنجا تدريس مى شد. بخش هاى ديگر روضه به محل اسكان مدرسين و طلاب اختصاص داشت. ضمن آنكه كتابخانه مجموعه و آرامگاه خواجه رشيد نيز در همين روضه قرار داشته است.
خواجه رشيد به تصوف علاقه مند و از حاميان متصوفه بود، از اين رو در مجموعه ربع رشيدى خانقاهى براى اين گروه احداث كرده بود كه شامل محل سكونت شيوخ و اهل تصوف، محل سماع ايشان و اماكن رفاهى ايشان بود. ابن بزاز اردبيلى در كتاب صفوه الصفا از ورود شيخ صفى الدين اردبيلى به خانقاه ربع رشيدى و وعظ در آن سخن به ميان آورده است. در دارالضيافه ربع رشيدى نيز از كاركنان اين مجموعه، ميهمانان و مسافران و... پذيرايى مى شد.
در دارالشفاى ربع رشيدى نيز اطباى متخصص در رشته هاى مختلف طب مشغول مداواى بيماران بودند و در عين حال، هر يك از ايشان چندين دانشجوى علم طب را تحت آموزش قرار مى دادند. انواع گياهان دارويى كه از باغ گياهان دارويى ربع رشيدى و برخى نيز از سرزمين هاى ديگر تهيه مى شد، در داروخانه ربع رشيدى نگهدارى و براى مداواى بيماران به كار مى رفت. ضمن آنكه ساخت داروهاى مختلف و آزمايشات گوناگون بر روى اين داروها از برنامه هاى اين بخش بود.
اما يكى از مهمترين بخش هاى ربع رشيدى كتابخانه عظيم آن مجموعه بود. اين كتابخانه در دو طرف گنبدى بود كه خواجه رشيد بر روى مقبره آتى خود در قسمت روضه احداث كرده بود و در آن گنجينه اى نفيس از كتب ارزشمند نگهدارى مى شد كه برخى از آنها توسط خطاطان معروف استنساخ و به دست تذهيب كاران چيره دست آن روزگار آراسته مى شد. در اين كتابخانه تاليفاتى به زبان هاى مختلف از چينى گرفته تا عربى و برخى السنه ديگر موجود بوده، از اين رو دانشمندانى كه از سرزمين هاى ديگر به ربع رشيدى مى آمدند مى توانستند از اين كتابخانه بهره مند شوند. تمام اين كتاب ها را خواجه رشيد وقف كتابخانه ربع رشيدى كرده بود.
از ديگر بخش هاى ربع رشيدى، شهرستان رشيدى بود كه شامل محلات مختلف و اماكن رفاهى و اقتصادى همچون كاروانسرا (۲۴ باب)، كارخانه هاى رنگرزى، كاغذسازى، پارچه بافى، دارالضرب و... بود، هر يك از محلات شهرستان رشيدى نيز به خانه هاى يك طبقه و يا صنف اختصاص داشت.
محل استقرار خانواده رشيدالدين و مسئولان ارشد مجموعه ربع رشيدى كه در حقيقت قسمت اعيان نشين اين مجموعه به حساب مى آمد، ربض رشيدى نام داشت. در بخش ديگرى به نام دارالمساكين ربع رشيدى كه البته خارج از اين مجموعه ولى متصل بدان بوده، از فقرا و مساكين پذيرايى مى شد. علاوه بر اين، چندين بخش ديگر نيز در اطراف مجموعه قرار داشت كه مساكن غلامان و باغ هاى ربع رشيدى از آن جمله بود.
با تمام اين تفاسير دوران شكوفايى ربع رشيدى ديرى نپاييد و دولت مستعجل بود. خواجه رشيدالدين فضل الله همدانى وزير دانشمند و ايراندوست دستگاه ايلخانان مغول گرفتار آتش قهر و حسد مخالفان شد، تاج الدين عليشاه گيلانى كه خود از بركشيدگان خواجه رشيد در حكومت ايلخانى بود، به سعايت و تفتين ولينعمت خود پرداخته زمينه نابودى اش را فراهم آورد و عاقبت در سال ۷۱۸ هجرى، خواجه رشيد به فرمان سلطان ابوسعيد بهادر به اتهام قتل سلطان محمد خدابنده (الجايتو)، كشته شد.
با مرگ خواجه رشيد تومار حيات ربع رشيدى نيز در هم پيچيده شد و آن مجموعه بى نظير طعمه  آتش چپاول غارتگران شد، هر چه بود به يغما رفت از ربع رشيدى جز ويرانه اى بر جاى نماند. با آنكه در مدت كوتاه وزارت خواجه غياث الدين محمد (پسر خواجه رشيدالدين) ربع رشيدى دوباره سروسامانى گرفت، ليكن چون وى نيز به مانند پدر در آتش قهر ايلخان سوخت، ربع رشيدى براى دومين مرتبه، اين بار بسيار سهمگين تر از قبل، مورد چپاول واقع شد و ديگر رنگ آبادى به خود نديد و تنها خاطره شكوهمندى از آن مجموعه عظيم در اذهان ماند.
پس از گذشت حدود ۳ قرن از مرگ خواجه رشيد و تاراج ربع رشيدى، در سال ۱۰۲۰ هجرى شاه عباس صفوى كه در پى ساخت قلعه  اى مطمئن در پى تهاجمات عثمانيان بود، محل ويرانه هاى ربع رشيدى را كه مشرف به قسمتى از شهر بود، مناسب يافت و دستور داد در اين محل قلعه  اى مستحكم بنا سازند، بدين ترتيب در اندك زمانى بر روى ويرانه هاى ربع رشيدى و با استفاده از مصالح آثار باارزش تاريخى تبريز همچون شنب غازان و ربع رشيدى و سنگ مزارات مقبره الشعراى تبريز، عمارت دمشقيه، گورستان گجيل و وليانكوى (بيلانكوه) بنايى شكل گرفت كه به آن قلعه رشيديه يا رشديه قلعه سى مى گفتند. اين قلعه كه اكنون تنها قسمتى از برج و باروى آن بر جاى مانده با گذر ايام به سمبل ربع رشيدى مبدل شده و حتى اكثر مردم پيرامون اين اثر، آن را به نام قلعه رشيديه مى شناسند.
محوطه تاريخى موسوم به ربع رشيدى در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملى كشور به ثبت رسيده و پرداختن به زواياى مختلف اين مجموعه آموزشى، نظام ادارى و ساير مناسبات حاكم بر آن و در نهايت احيا و بازآفرينى مجموعه اى عظيم همانند ربع رشيدى با توجه به مقتضيات امروزى ايران و جهان از آرزوهاى دوستداران تاريخ و فرهنگ اين سرزمين بوده است. خوشبختانه در چند سال اخير مقدمات تحقق اين آرزو فراهم شده و مى رود تا به بار نشيند.
تصويب اساسنامه مجتمع علمى، فرهنگى و تاريخى ربع رشيدى در شوراى عالى انقلاب فرهنگى و تاسيس و آغاز فعاليت اين مجتمع، آغاز كاوش هاى باستان شناسى محوطه تاريخى ربع رشيدى، برگزارى كنگره فرهنگ و تمدن ايران عصر ايلخانى و طرح احياى ربع رشيدى در ارديبهشت ماه سال جارى و مقدمات ايجاد مركز مطالعات ايلخانى، همه و همه نشان از حركتى در جهت شناخت بيشتر پديده اى كم نظير به نام ربع رشيدى و ارائه راهكارهايى جهت بازآفرينى مجموعه اى به مانند ربع رشيدى البته با توجه به مقتضيات امروزى جهان دارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 11:11  توسط امین اکبری  |